دعای مشلول

دعای مشلول

امام حسین علیه‏السلام فرمود: «من با پدرم، علی علیه‏السلام در شب تاریکی به طواف

خانه خدا مشغول بودیم، در این هنگام، متوجه ناله‏ای جانگداز و آهی آتشین شدیم،

شخصی دست نیاز به درگاه بی‏نیاز دراز کرده و با سوز و گدازی بی‏سابقه به تضرع و زاری

مشغول است.

پدرم فرمود: ای حسین! آیا می‏شنوی ناله گناهکاری را که به درگاه خدا پناه آورده و با قلبی

پاک، اشک ندامت و پشیمانی می‏ریزد؟ او را پیدا کن و پیش من بیاور».

امام حسین علیه‏السلام فرمود: «در آن شب تاریک، گرد خانه حق گشتم و مردم را در

تاریکی، یک طرف می‏کردم تا او را در میان رکن و مقام پیدا کرده، به خدمت پدرم آوردم.

حضرت علی علیه‏السلام دید جوانی است زیبا و خوش اندام با لباسهای گرانبها؛به او فرمود:

تو کیستی؟ عرض کرد: مردی از اعرابم؛ پرسید: این ناله و فریاد برای چه بود؟ گفت: از من

چه می‏پرسی یا علی علیه‏السلام! که بار گناهم پشتم را خمیده و نافرمانی پدر و نفرین او

اساس زندگیم را درهم پاشیده و سلامتی را از من ربوده است؟!

حضرت فرمود: قصه تو چیست؟ گفت: پدر پیری داشتم که به من خیلی مهربان بود، ولی من

شب و روز به کاری زشت، مشغول بودم و هرچه پدرم مرا نصیحت و راهنمایی می‏کرد نمی

‏پذیرفتم، بلکه گاهی او را آزار رسانده، دشنامش می‏دادم.یک روز پولی خواستم و در نزد او

سراغ داشتم، برای پیدا کردن آن پول، نزدیک صندوقی که در آنجا پنهان بود، رفتم تا پول را

بردارم، پدرم از من جلوگیری کرد، من دست او را فشردم و بر زمینش انداختم، خواست از

جای برخیزد از شدت درد نتوانست، پولها را برداشتم و در پی کار خود رفتم،

در آن دم شنیدم که گفت: به خانه خدا می‏روم و تو را نفرین می‏کنم؛ چند روز روزه گرفت

و نماز خواند، پس از آن آماده سفر شد و بر شتر سوار شد و به جانب مکه حرکت کرد و رفت

تا خود را به کعبه رساند؛ من شاهد کارهایش بودم، دست به پرده کعبه گرفت و با آهی

سوزان مرا نفرین کرد، به خدا قسم هنوز نفرینش تمام نشده بود که این بیچارگی مرا فرا

گرفت و تندرستی را از من سلب نمود؛ بعد پیراهن خود را بالا زد، دیدیم یک طرف بدن او خ

شک شده و حس و حرکتی ندارد.

جوان گفت: بعد از این پیشامد بسیار پشیمان شدم و نزد او رفته و عذر خواهی کردم ولی

او نپذیرفت و به طرف خانه رهسپار گشت. سه سال بر همین منوال گذشت و همیشه از او

پوزش می‏خواستم و او رد می‏کرد تا این که سال سوم ایام حج درخواست کردم همان

جایی که مرا نفرین کرده‏ای دعا کن، شاید خداوند سلامتی را به برکت دعای تو به من

بازگردان، قبول کرد و با هم به طرف مکه حرکت کردیم تا به وادی اراک رسیدیم؛ شب تاریکی

بود، ناگاه مرغی از کنار جاده پرواز کرد و بر اثر بال و پر زدن او، شتر پدرم رمید و او را از پشت

خود بر زمین افکند، پدرم میان دو سنگ واقع شد و از تصادم به آنها مرد و او را همان جا دفن

کردم؛ این گرفتاری من فقط به واسطه نفرین و نارضایتی پدرم می‏باشد.

امیرالمؤمنین علیه‏السلام فرمود: فریادرس تو دعایی است که پیغمبر به من تعلیم داده

است،به تو می‏آموزم و هر کس آن دعا، که اسم اعظم در آن است، بخواند بیچارگی و

اندوه و درد و مرض و فقر و تنگدستی از او برطرف می‏گردد و گناهانش آمرزیده می‏شود

و حضرت مقداری از مزایای آن دعا را شمرد».

امام حسین علیه‏السلام فرمود: «من از امتیازات آن دعا بیشتر از جوان بر سلامتی خویش

مسرور شدم. آنگاه حضرت فرمود: در شب دهم ذیحجه، دعا را بخوان، و صبحگاه پیش من آی

تا تو را ببینم؛ و نسخه دعا را به او داده بعد از چندی جوان با شدادی به سوی ما آمد و

نسخه دعا را تسلیم کرد. وقتی که از او جستجو کردیم، سالمش یافتیم و گفت: به خدا این

دعا اسم اعظم دارد، سوگند به پروردگار کعبه، دعایم مستجاب شد و حاجتم برآورده گردید.

حضرت فرمود: قصه شفا یافتن خود را بگو. او گفت: در شب دهم همین که دیدگان مردم به

خواب رفت دعا را به دست گرفتم و به درگاه خدا نالیدم و اشک ندامت ریختم؛ برای مرتبه

دوم، خواستم بخوانم آوازی از غیب آمد: ای جوان! کافی است؛ خدا را به اسم اعظم، قسم

دادی و دعایت مستجاب شد؛ پس از لحظه‏ای به خواب رفتم، پیغمبر اکرم صلی الله علیه و

آله و سلم را دیدم که دست بر بدن من گذاشت و فرمود: «احتفظ بالله العظیم فانک علی

خیر» از خواب بیدار شدم و خود را سالم یافتم».

آن دعایی که حضرت، تعلیم داد دعای مشلول است که اول آن این است:

بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيم

اَللّـهُمَّ اِنّى اَسْأَلُكَ بِاسْمِكَ بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ یا ذَا الْجَلالِ وَالاِْكرامِ یا حَىُّ یا قَیّوُمُ یا

حَىُّ لا اِلـهَ اِلاّ اَنْتَ، یا هُوَ یا مَنْ لا یَعْلَمُ ما هُوَ وَلا كَیْفَ هُوَ وَلا حَیْثُ هُوَ اِلاّ هُوَ، یا ذَا المُلْكِ

وَالْمَلَكوُتِ یا ذَا الْعِزَّةِ وَالْجَبَروُتِ، یا مَلِكُ یا قُدُّوسُ، یا سَلامُ یا مُؤْمِنُ یا مُهَیْمِنُ یا عَزیزُ یا جَبّارُ

یا مُتَكَبِّرُ یا خالِقُ یا بارِئُ یا مصوّر یا مُفیدُ یا مُدَبِّرُ یا شَدیدُ یا مُبْدِئُ یا مُعیدُ یا مُبیدُ یا وَدُودُ

یا مَحْمُودُ یا مَعْبوُدُ یا بَعیدُ یا قَریبُ یا مجیب یا رقیب یا حَسیبُ یا بَدیعُ یا رَفیعُ یا منیعٌ یا

سَمیعُ یا عَلیمُ یا حَلیمُ یا كَریمُ یا حَكیمُ یا قَدیمُ یا عَلِىُّ یا عَظیمُ یا حَنّانُ یا مَنّانُ یا دَیّانُ یا

مُسْتَعانُ یا جَلیلُ یا جَمیلُ یا وَكیلُ یا كفَیلُ یا مُقیلُ یا مُنیلُ یا نَبیلُ یا دَلیلُ یا هادى یا

بادى یا اَوَّلُ یا اخِرُ یا ظاهِرُ یا باطِنُ یا قآئِمُ یا دآئِمُ یا عالِمُ یا حاكِمُ یا قاضى یا عادِلُ

یا فاصِلُ یا واصِلُ یا طاهِرُ یا مُطَهِّرُ یا قادِرُ یا مُقْتَدِرُ یا كَبیرُ یا مُتَكَبِّرُ یا واحِدُ یا اَحَدُ یا

صَمَدُ یا مَنْ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یوُلَدْ وَلَمْ یَكُنْ لَهُ كُفُواً اَحَدٌ وَلَمْ یَكُنْ لَهُ صاحِبَةٌ وَلا كانَ

مَعَهُ وَزیرٌ، وَلاَ اتَّخَذَ مَعَهُ مُشیراً، وَلاَ احْتاجَ اِلى ظَهیر وَلا كانَ مَعَهُ مِنْ اِلـه غَیْرُهُ،

لا اِلـهَ اِلاّ اَنْتَ فَتَعالَیْتَ عَمّا یَقُولُ الظّالِمُونَ عُلُوّاً كَبیراً، یا عَلِىُّ یا شامِخُ یا باذِخُ یا

فَتّاحُ یا نَفّاحُ یا مُرْتاحُ یا مُفَرِّجُ یا ناصِرُ یا مُنْتَصِرُ یا مُدْرِكُ یا مُهْلِكُ یا مُنْتَقِمُ یا باعِثُ یا

وارِثُ یا طالِبُ یا غالِبُ یا مَنْ لا یَفُوتُهُ هارِبٌ، یا تَوّابُ یا اَوّابُ یا وَهّابُ یا مُسَبِّبَ الاَْسْبابِ

یا مُفَتِّحَ الاَْبْوابِ یا مَنْ حَیْثُ ما دُعِىَ اَجابَ، یا طَهُورُ یا شَكُورُ یا عَفُوُّ یا غَفُورُ یا نُورَ النُّورِ

یا مُدَبِّرَ الاُْموُرِ یا لَطیفُ یا خَبیرُ یا مُجیرُ یا مُنیرُ یا بَصیرُ یا كَبیرُ یا وِتْرُ یا فَرْدُ یا اَبَدُ یا سَنَدُ

یا صَمَدُ، یا كافى یا شافى یا وافى یا مُعافى یا مُحْسِنُ یا مُجْمِلُ یا مُنْعِمُ یا مُفْضِلُ یا

مُتَكَرِّمُ یا مُتَفَرِّدُ، یا مَنْ عَلا فَقَهَرَ، یا مَنْ مَلَكَ فَقَدَرَ، یا مَنْ بَطَنَ فَخَبَرَ، یا مَنْ عُبِدَ فَشَكَرَ،

یا مَنْ عُصِىَ فَغَفَرَ، یا مَنْ لا یَحْویهِ الْفِكَرُ وَلا یُدْرِكُهُ بَصَرٌ، وَلا یَخْفى عَلَیْهِ اَثَرٌ، یا رازِقَ

الْبَشَرِ یا مُقَدِّرَ كُلِّ قَدَر، یا عالِىَ الْمَكانِ یا شَدیدَ الاَْرْكانِ یا مُبَدِّلَ الزَّمانِ یا قابِلَ

الْقُرْبانِ یا ذَا الْمَنِّ وَالاِْحْسانِ یا ذَا الْعِزَّةِ وَالسُّلْطانِ یا رَحیمُ یا مَنْ هُوَ كُلِّ یَوُم فى شَاْن

یا مَنْ لا یَشْغَلُهُ شَاْنٌ عَنْ شَاْن، یا عَظیمَ الشَّأنِ یا مَنْ هُوَ بِكُلِّ مَكان، یا

سامِعَ الاَْصْواتِ یا مُجیبَ الدَّعَواتِ یا مُنْجِحَ الطَّلِباتِ یا قاضِىَ الْحاجاتِ یا مُنْزِلَ الْبَرَكاتِ

یا راحِمَ الْعَبَراتِ یا مُقیلَ الْعَثَراتِ یا كاشِفَ الْكُرُباتِ یا وَلِىَّ الْحَسَناتِ یا رافِعَ الدَّرَجاتِ یا

مُؤْتِىَ السُّؤْلاتِ یا مُحْیِىَ الاَْمْواتِ یا جامِعَ الشَّتاتِ یا مُطَّلِعاً عَلَى النِّیّاتِ یا رادَّ ما

قَدْ فاتَ یا مَنْ لا تَشْتَبِهُ عَلَیْهِ الاَْصْواتُ یا مَنْ لا تُضْجِرُهُ الْمَسْأَلاتُ وَلا تَغْشاهُ الظُّلُماتُ،

یا نُورَ الاَْرْضِ والسِّماواتِ یا سابِغَ النِّعَمِ یا دافِعَ النِّقَمِ، یا بارِئَ النَّسَمِ یا جامِعَ الاُْمَمِ

یا شافِىَ السَّقَمِ یا خالِقَ النُّورِ وَالظُّلَمِ یا ذَا الْجُودِ وَالْكَرَمِ یا مَنْ لا یَطَأُ عَرْشَهٌ قَدَمٌ، یا

اَجْوَدَ الاَْجْوَدینَ یا اَكْرَمَ الاَْكْرَمینَ یا اَسْمَعَ السّامِعینَ یا اَبْصَرَ النّاظِرینَ یا جارَ

الْمُسْتَجیرینَ یا اَمانَ الْخائِفینَ یا ظَهْرَ اللاّجینَ یا وَلِىَّ الْمُؤْمِنینَ یا غِیاثَ الْمُسْتَغیثینَ

یا غایَةَ الطّالِبینَ یا صاحِبَ كُلِّ غَریب یا مُؤنِسَ كُلِ وَحید، یا مَلْجَاَ كُلِّ طَرید یا مَاْوى

كُلِّ شَرید یا حافِظَ كُلِّ ضآلَّة، یا راحِمَ الشَّیْخِ الْكَبیرِ، یا رازِقَ الّطِفْلِ الصَّغیرِ یا جابِرَ

الْعَظْمِ الْكَسیرِ یا فاكَّ كُلِّ اَسیر، یا مُغْنِىَ الْبآئِسِ الْفَقیرِ، یا عِصْمَةَ الْخائِفِ الْمُسْتَجیرِ،

یا مَنْ لَهُ التَّدْبیرُ وَالتَّقْدیرُ یا مِنَ الْعَسیرُ عَلَیْهِ سَهْلٌ یَسیرٌ، یا مَنْ لا یَحْتاجُ اِلى تَفْسیر،

یا مَنْ هُوَ عَلى كُلِّ شْیء قَدیرُ یا مَنْ هُوَ بِكُلِّ شَْیء خَبیرٌ یا مَنْ هُوَ بِكُلِّ شَْیء بَصیرٌ،

یا مُرْسِلَ الرِّیاحِ یا فالِقَ الاِْصْباحِ یا باعِثَ الاَْرْواحِ یا ذَا الْجُودِ وَالسَّماحِ یا مَنْ بِیَدِهِ كُلُّ

مِفْتاح، یا سامِعَ كُلِّ صَوْت یا سابِقَ كُلِّ فَوْت یا مُحْیِىَ كُلِّ نَفْس بَعْدَ المَوْتِ،

یا عُدَّتى فى شِدَّتى یا حافِظىِ فى غُرْبَتى یا مُؤنِسى فى وَحْدَتى یا وَلِیّى فى

نِعْمَتى یا كَهْفى حینَ تُعْیینِى الْمَذاهِبُ وَتُسَلِّمُنىِ الاَْقارِبُ وَیَخْذُلُنى كُلُّ صاحِب، یا

عِمادَ مَنْ لا عِمادَ لَهُ، یا سَنَدَ مَنْ لا سَنَدَ لَهُ، یا ذُخْرَ مَنْ لا ذُخْرَ لَهُ، یا حِرْزَ مَنْ لا حِرْزَ

لَهُ، یا كَهْفَ مَنْ لا كَهْفَ لَهُ، یا كَنْزَ مَنْ لا كَنْزَ لَهُ، یا رُكُنَ مَنْ لا رُكْنَ لَهُ، یا غِیاثَ مَنْ

لا غِیاثَ لَهُ، یا جارَ مَنْ لا جارَ لَهُ، یا جارِىَ اللَّصیقَ، یا رُكْنِىَ الَْوثیقَ، یا اِلـهى

بِالتَّحْقیقِ، یا رَبَّ الْبَیْتِ الْعَتیقِ، یا شَفیقُ یا رَفیقُ فُكَّنى مِنْ حَلَقِ الْمَضیقِ،

وَاصْرِفْ عَنّى كُلَّ هَمٍّ وَغَمٍّ وَ ضیق، وَاكْفِنى شَرَّ ما لا اُطیقُ، وَاَعِنّى عَلى ما اُطیقُ،

یا رآدَّ یُوسُفَ عَلى یَعْقُوبَ، یا كاشِفَ ضُرِّ اَیُّوبَ، یا غافِرَ ذَنْبِ داوُدَ، یا رافِعَ عیسَى بْنِ

مَرْیَمَ وَ مُنْجِیَهُ مِنْ اَیْدِى الْیَهوُدِ، یا مُجیبَ نِدآءِ یُونٌسَ فِى الظُّلُماتِ، یا مُصْطَفِىَ مُوسى

بِالْكَلِماتِ، یا مَنْ غَفَرَ لاِدَمَ خَطیـئَتَهُ وَرَفَعَ اِدْریسَ مَكاناً عَلِیّاً بِرَحْمَتِهِ، یا مَنْ نَجّى نُوحاً

مِنَ الْغَرَقِ، یا مَنْ اَهْلَكَ عاداً الاْوُلى وَثَمُودَ فَما اَبْقى وَقَوْمَ نوُح مِنْ قَبْلُ اِنَّهُمْ كانُوا هُمْ اَظْلَمَ وَاَطْغى

، وَالْمُؤْتَفِكَةَ اَهْوى یا مَنْ دَمَّرَ عَلى قَوْمِ لوُط وَدَمْدَمَ عَلى قَوْمِ شُعَیْب، یا مَنِ اتَّخَذَ اِبْراهیمَ

خَلیلاً، یا مَنِ اتَّخَذَ مُوسى كَلیماً وَاتَّخَذَ مُحَمَّداً صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ وَعَلَیْهِمْ اَجْمَعینَ حَبیباً،

یا مُؤْتِىَ لُقْمانَ الْحِكْمَةَ وَالْواهِبَ لِسُلَیْمانَ مُلْكاً لا یَنْبَغى لاَِحَد مِنْ بَعْدِهِ، یامَنْ نَصَرَ ذَا

الْقَرْنَیْنِ عَلَى الْمُلُوكِ الْجَبابِرَةِ، یا مَنْ اَعْطَى الْخِضْرَ الْحَیوةَ، وَرَدَّ لِیٌوشَعَ بْنِ نوُن الشَّمْسَ

بَعْدَ غرُوُبِها یا مَنْ رَبَطَ عَلى قَلْبِ اُمِّ مُوسى وَاَحْصَنَ فَرْجَ مَرْیَمَ ابْنَتِ عِمْرانَ، یا مَنْ حَصَّنَ یَحْیَى

بْنَ زَكَرِیّا مِنَ الذَّنْبِ وَسَكَّنَ عَنْ مُوسَى الْغَضَبَ، یا مَنْ بَشَّرَ زَكَرِیّا بِیَحْیى، یا مَنْ

فَدا اِسْماعیلَ مِنَ الذَّبْحِ بِذِبْح عَظیم، یا مَنْ قَبِلَ قُرْبانَ هابیلَ وَجَعَلَ اللَّعْنَةَ عَلى قابیلَ،

یا هازِمَ الاَْحْزابِ لُِمحَمَّد صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ، صَلِّ عَلى مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّدِ وَ عَلى

جَمیعِ الْمُرْسَلینَ وَمَلائِكَتِكَ الْمُقَرَّبینَ وَاَهْلِ طاعَتِكَ اَجْمَعینَ، وَاَسْأَلُكَ بِكُلِّ مَسْأَلَة سَأَلَكَ

بِها اَحَدٌ مِمَّنْ رَضیتَ عَنْهُ، فَحَتَمْتَ لَهُ عَلَى الاِْجابَةِ یا اَللهُ یا اَللهُ یا اَللهُ، یا رَحْمنُ یا رَحمنُ

یا رَحْمنُ، یا رَحیمُ یا رَحیمُ یا رَحیمُ، یا ذَا الْجَلالِ وَالاِْكُرامِ یا ذَا الْجَلالِ وَ الاِْكْرامِ یا ذَا الْجَلالِ

وَالاِْكْرامِ، بِهِ بِهِ بِهِ بِهِ بِهِ بِهِ بِهِ اَسْأَلُكَ بِكُلِّ اسْم سَمَّیْتَ بِهِ نَفْسَكَ اَوْ اَنْزَلْتَهُ فى شَْیء

مِنْ كُتُبِكَ اَوِ اسْتَأثَرْتَ بِهِ فِى عِلْمِ الْغَیْبِ عِنْدَكَ، وَبِمَعاقِدِ الْعِزِّ مِنْ عَرْشِكَ، وَبِمُنْتَهَى

الرَّحْمَةِ مِنْ كِتابِكَ، وَبِما لَوْ اَنَّ ما فِى الاَْرْضِ مِنْ شَجَرَة اَقْلامٌ وَالْبَحْرُ یَمُدُّهُ مِنْ بَعْدِهِ سَبْعَةُ

اَبْحُر ما نَفِدَتْ كَلِماتُ اللهِ اِنَّ اللهَ عَزیزٌ حَكیمٌ وَ اَسْأَلُكَ بِاَسْمآئِكَ الْحُسْنَى الَّتى نَعَتَّها فى

كِتابِكَ فَقُلْتَ وَللهِ الاَْسْمآءُ الْحُسْنى فَادْعوُهُ بِها، وَقُلْتَ اُدْعُونى اَسْتَجِبْ لَكُمْ،وَقُلْتَ وَاِذا

سَأَلَكَ عِبادى عَنّى فَانّى قَریبٌ اُجیبُ دَعْوَةَ الدّاعِ اِذا دَعانِ، وَقُلْتَ یا عِبادِىَ الّذَینَ اَسْرَفوُا

عَلى اَنْفُسِهِمْ لا تَقْظَوُا مِنْ رَحْمَةِ اللهِ اِنَّ اللهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمیعاً اِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحیمُ،

وَاَنَا اَسْاَلُكَ یا اِلـهى وَاَدْعُوكَ یا رَبِّ وَاَرْجُوكَ یا سَیِّدى وَاَطْمَعُ فى اِجابَتى یا مَوْلاىَ كَما

وَعَدْتَنى، وَقَدْ دَعَوْتُكَ كَما اَمَرْتَنى فَافْعَلْ بى ما اَنْتَ اَهْلُهُ یا كَریمُ، وَالْحَمْدُ للهِِ رَبِّ الْعالَمینَ

وَصَلَّى اللهُ عَلى مُحَمَّد وَآلِهِ اَجْمَعینَ .

دعای الفت

دعای الفت

اگر خواهی میان دو نفر الفت و محبت برقرار شود یک رشته از لباس مرد و یک رشته از لباس زن را

گرفته و هر دو را به هم بتابد سپس هفت مرتبه این دعا را بخواند و بعد از خواندن هر مرتبه آن رشته را گره بزند

تا آنکه هفت گره کامل شود .

این دعا رو به اذن استاد نوشته و این رشته گره خورده رو داخل آن قرار دهید و همراه خود كنید در ساعت سعد .

چنان الفت ومهربانی در بین دو شخص برقرار شود كه از دوری هم بی تاب گردند

دعا این است :
بسم الله الرحمن الرحیم

وَاعْتَصِمُواْ بِحَبْلِ اللّهِ جَمِیعًا وَلاَ تَفَرَّقُواْ وَاذْكُرُواْ نِعْمَتَ اللّهِ عَلَیْكُمْ إِذْ كُنتُمْ أَعْدَاء فَأَلَّفَ بَیْنَ قُلُوبِكُمْ فَأَصْبَحْتُم

بِنِعْمَتِهِ إِخْوَانًا یَا أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُم مِّن ذَكَرٍ وَأُنثَى وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِندَ اللَّهِ

أَتْقَاكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلِیمٌ خَبِیرٌ  اللهُمَّ بَینَ نام مرد زاییده شكم نام مادر و نام زن زاییده شكم نام مادر  وَمَثلُ كَلِمَةٍ خَبِیثَةٍ كَشَجَرَةٍ خَبِیثَةٍ اجْتُثَّتْ مِن فَوْقِ الأَرْضِ

مَا لَهَا مِن قَرَارٍ تُؤْتِی أُكُلَهَا كُلَّ حِینٍ بِإِذْنِ رَبِّهَا وَیَضْرِبُ اللّهُ الأَمْثَالَ لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ یَتَذَكَّرُونَ
انجام این امر در موارد غیر شرعی حرام میباشد حذر كنید